کویر سبز

دست‌نوشته‌های یکی مثل کویر اما سبز

محمود آقا
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

محمود آقا لم داده بود پای تلوزیون و داشت تخمه ژاپنی می شکست.

زنگ که زدن، بلند شد و پیژامه ش و مرتب کرد، دستی به دور دهن ش کشید و با انگشت اشاره عینک ش و داد بالا و رفت دم در.

یک دفعه صدای سیلی محکمی اومد. خواهر و مادر محمود آقا  پریدن جلوی در.

محمود آقا در حالی که عینک تو صورتش کج شده بود گفت: این همسایه بغلی بود. یه چک زدم خواهر مادرش اومدن جلو چشاش!!!